شهرسازی منظر که توسط چارلز ولدهیم در اواسط دهه­ ی ۱۹۹۰ ابداع شد، یکی از دقیق ­ترین مانیفست­­ هایی است که به بررسی فضای باز و سیستم ­های طبیعی بیش از فرم و زیرساخت احداث شده به عنوان روش­ های سازماندهی و برنامه ریزی شهرمی­ پردازد. تعریف زیر در پایه ­ای ترین و اساسی­ ترین سطح خود، درنتیجه­ ی اظهارات والدهیم بیان شده است: ” در حال حاضر، شهرسازی منظر تجدید و تنظیم رشته­ ای را توصیف می­کند که در حال شکل گرفتن و جریان است که در آن منظر به عنوان پایه و اساس ساخت شهرسازی معاصر است. برای بسیاری، در میان طیف وسیعی از رشته­ ها، منظر به دو لنز تبدیل شده است که از طریق آن هم شهر معاصر معرفی و نشان داده شده و هم به واسطه­ ی آن، شهر ساخته شده است(Paul, 2011: 27).

شهرسازی منظر رویکردی نوین در شهرسازی معاصر
شهرسازی منظر رویکردی نوین در شهرسازی معاصر

پیشینه دقیق و منظم که شهرسازی منظر را به عنوان یک رشته یا رشته ترکیبی (شهرسازی و منظر) ارائه داد به طور مشخص و روشن وجود ندارد (Gray,2006: 10). در مجله کرب[۱] آمده است: عبارت شهرسازی منظر برای اولین بار در کار  پیتر کلنی[۲]،  کارشناس طراحی شهری از دانشجویان دانشگاه آر ام آی تی[۳] ملبورن پدیدار شد. در سال ۱۹۹۴، کلنی این عبارت را در پرپوزال کارشناسی ارشد از دانشگاه آر ام آی تی ملبورن استفاده کرد. در این جا، او اشاره می کند که «یک زبان شهرسازی منظر » به ندرت وجود دارد و نیاز به تبیین دارد و شهرسازی موجود، در اکتشاف منظر محدود بوده است. او همچنین اصطلاح « منظر به عنوان شهرسازی»[۴] را در سال ۱۹۹۴ در مقاله «۱۰۱ ایده برای پارک های بزرگ » استفاده کرد (Kerb, 1995). گری[۵] اعتقاد دارد که پدیده­ ی شهرسازی منظر، به طور مستقیم از معماری و طراحی شهری به عنوان شکلی از “مجموعه­ ی ریزوماتیک” معماری پست مدرن به منظور توصیف رویکردی برای شهر شبکه ­ای یا “حمایت از واکنش به بی اهمیت شدن معماری منظر در سراسر قرن بیستم” مطرح شده است. جیمز کرنر[۶] اولین کسی بود که عبارت «منظر به عنوان شهرسازی» را در مجموعه سمینارهایی اواسط قرن ۱۹۹۰ تحت عناوین «منظر سازنده»[۷] و «منظر ترمیمی»[۸] بسط داد. سمینار بر روی موضوعات معماری منظر معاصر با هدف پیشبرد این رشته متمرکز بود. ایده ها و مقالات تولید شده در این نشست بعدا در مجموعه ای تحت عنوان “منظر ترمیمی” منتشر شد که می تواند به عنوان یک مرجع کلیدی برای تحصیلات تکمیلی معماری منظر در دانشگاه پنسیلوانیا به ریاست کرنر استفاده شود. پس از آن چارلز ولدهایم[۹]، عبارت «شهرسازی منظر» را ابداع کرد و یک کنفرانس تحت واژه جدید در سال ۱۹۹۷ برگزار کرد. این کنفرانس و کنفرانس قبلی کرنر در دانشکده معماری انگلستان (A.A) برگزار شد و انگیزه ایجاد یک رشته دانشگاهی را برانگیخت و در سال ۱۹۹۹ در دانشکده معماری انگلستان (A.A) به ریاست محسن مصطفوی جذب دانشجو در این رشته شروع شد. تمرکز بر شهرسازی منظر در برنامه کارشناسی ارشد معماری تحت نظارت ولدهایم در مدرسه معماری دانشگاه ایلینویز در شیکاگو در حدود همین زمان شروع شد(Gray,2006: 10-11). در کنار چاپ کتاب های “خوانش شهرسازی منظر[۱۰]” و “شهرسازی منظر: راهنمای منظر مکانیکی[۱۱]” مسابقات معماری و شهرسازی برگزار شده در سطح جهانی( نظیر مسابقه­های پارک لاویلت، دوانس ویو پارک، فرش کیلز پارک و …) به عنوان پایه های تئوریک این حوزه هستند (Gray, 2006: 11-12).

شهرسازی منظر یک رویکرد گسترده در دستور کار شهری است. گری (۲۰۰۶) اشاره می­کند که رویکرد گسترده­ ی شهرسازی منظر به معنی تنوع در چارچوب شهرسازی منظر است. در این زمینه، شهرمعاصر از طریق لنز منظر دیده می شود. منظر به عنوان یک ابزار تحلیلی هنگام تجزیه و تحلیل قلمرو­ی شهری استفاه می­شود. از آن جا که منظر به صورت متفاوتی تفسیر می­شود، بنابراین این ابزار متفاوت خواهند بود. این به معنی تفاوت روش ها و متدهای طراحی است(Assargård, 2011: 60).

شهرسازی منظر در میان نشریات و نظریه­ پردازان، کاملا هماهنگ و همگون است؛ با این حال به عنوان راهی برای تولید طرح­ها برای وضعیت­ های مشابه، روش های مختلفی از عمل وجود دارد که نتایج کاملا متفاوتی را تولید می­کند. در یک تحلیل انتقادی برگرفته از پروژه ­ها، مسابقات و متون در این زمینه، شهرسازی منظر می­تواند در چهار روش اصلی که در زیر به اختصار ذکر شده ­اند به کار گرفته شود. این روش­ها عبارتند از: منظر ماشینی[۱۲]، عملیات میدانی[۱۳]، زیرساخت­ شهری[۱۴] و طراحی شهری سبز[۱۵] (Gray, 2006: 54).

  1. منظر ماشینی: روش منظر ماشینی، به منظور استفاده از نیروهای شناخته شده در تجزیه و تحلیل­های یک سایت به کار می­رود که یک مکانیزم انتزاعی را ارائه می­دهد که فرم­ های معماری را خلق می­کند. بنابراین سازمان­دهی پروژه­ی طراحی به صورت مستقیم از سایت حاصل می­شود و نتیجه، فرم­های ایستا و ثابت است. این روش عمدتا در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاهAA ارتقا یافت و همچنین به صورت انتقادی توسط لوتسما[۱۶] و برایر و سیمنت[۱۷] مورد بررسی قرار گرفته است.[۱۸] (Gray, 2006: 55).
  2. عملیات میدانی: در مقابل روش منظر ماشینی، نتایج نهایی روش عملیات میدانی یک فرم معماری ایستا نیست اما پیچیده است و “سیستم­ های نرم منظر، اکولوژی، زیرساخت، معماری، توسعه شهری و الگوهای زیست”(Bullivant, 2005: 158) با هم در می آمیزند و با محیط زیست متعادل فعال و سالم از لحاظ اکولوژیکی یکپارچه می­شوند. شناسایی نیروهای کلیدی که ممکن است مهار شده باشند به منظور تغییر شکل سطح یا زمینه، نگرانی اصلی هست و به دنبال آن، تنظیم در محل عملیات کلیدی که کار بر روی این نیروها برای شروع فرآیندهای نامشخص توانبخشی هم در سیستم­های اکولوژیکی و هم دغدغه­ های برنامه ریزی شده است. جیمز کرنر، یکی از متخصصان و نظریه ­پردازان کلیدی این روش است و طرح شرکتش برای محل “دفن زباله­ ی فرش کیلز”[۱۹] می­تواند به عنوان یک پروژه­ی نمونه­ ی اولیه­ ی شهرسازی منظر در این حالت درنظر گرفته شود(Gray, 2006: 55).
  3. زیرساخت شهری: زیرساخت شهری به عنوان “ترکیبی از اکولوژی، زیرساخت و تاریخ در طرح­هایی که سالم، کاتالیزور و پر از بیانات مدنی هستند” (Poole, 2006 & Poole, 1998) بیان می شود؛ شهرسازی منظر به عنوان زیرساخت مدنی بر متدهای طراحی زیرساخت شهری برای تعامل افراد با موقعیتشان در شهر تمرکز می­کند درحالی که فضاهای باز ایجاد می­کند، فراتر از کارهای ساده مهندسی عمل می­کند. در واقع از طریق درگیری با مواد بسیار انجام شده توسط زیرساخت؛ هدف، طرح ها و آثار مصنوعی است که یک قلمرو عمومی سالم را نشان می­دهد؛ تا حدی یادآور طرح های المستد و برای زیرساخت شهر به عنوان پارک است. کتی پل، گری استرنج و جولیان رکسورسی[۲۰]، شاید صداهای کلیدی در حمایت از این روش خاص هستند(Gray, 2006: 56).
  4. طراحی شهری سبز: مسلما در ضعیف­ترین روش، طراحی شهری به عنوان شهرسازی منظر ظاهر می­شود که صرفا این اصطلاح به عنوان یک شعار برای توضیح اندکی بیشتر از منظرسازی سازی(Cowan, 2005) و سبز کردن برنامه های جامع طراحی شهری(Krieger, 2004) اختصاص دارد. به طور عمده، علاقه به منظره زیبا و از لحاظ بصری جذاب است به جای یک ساختار اصلی و پیوندهایی با نوشهرگرایی وجود دارد (Gray, 2006: 56).
نمونه ای از شهرسازی منظر
نمونه ای از شهرسازی منظر

منابع

  • Gray, C., 2006. From emergence to divergence: modes of landscape urbanism. Master of Architecture (MArch) Degree. School of Architecture, Edinburgh College of Art: University of Edinburgh.
  • Assargård, H., 2011. Landscape Urbanism: from a methodological perspective and a conceptual framework. Master’s Thesis of Landscape Planning Department of Urban and Rural Development Swedish University of Agricultural Sciences.
  • Bullivant, L., 2006. Field Operations: soft systems of landscape, ecology, infrastructure, architecture, urban development and living patterns. . A+U: architecture and urbanism, Vol 424, No. 1.
  • Krieger, A., et al., 2009. Urban Design. United States America: University of Minnesota Press.
  • Cowan, R., 2005. The Dictionary of Urbanism. Wiltshire: Streetwise Press.
  • Poole, K., 2006. Poole Design. Landscape Architecture + Urban Design. <http: //www.kathypoole.com/> accessed 16th July 2006.
  • Kerb: Journal of Landscape Architecture, 1995. No. 1, Melbourne: RMIT University Press.

[۱] Kerb

[۲] Peter Connolly

[۳] RMIT

[۴] landscape as urbanism

[۵] Gray

[۶] James Corner

[۷] constructing landscape

[۸] recovering landscape

[۹] Charles Waldheim

[۱۰] landscape urbanism reader

[۱۱] Landscape urbanism: A Manual for Machinic Landscape

[۱۲] machinic landscape

[۱۳] field operations

[۱۴] civic infrastructure

[۱۵] green urban design

[۱۶] Lootsma

[۱۷] Marie-Ange Brayer & Béatrice Simonot

[۱۸] مراجعه شود به

Lootsma, Bart. “Biomorphic intelligenceand landscape urbanism” in Topos 40, 2002.pp10-25 و

Brayer, Marie-Ange & Simonot,Béatrice (eds). Archilab’s Earth Buildings: Radical Experiments in Land Architecture. Thames & Hudson Ltd, London. 2003

[۱۹]  FreshKills Landfill

[۲۰]  Kathy Poole,Gary Strang and Julian Raxworthy