• سیستم‌های اجتماعی- تکنولوژیکی[۱]: سیستم‌هایی هستند که تعامل مردم و تکنولوژی (شامل زیرساخت‌ها) را در یک رابطه متقابل داخل یک محیط برقرار می‌کنند. این اصطلاح اولین بار در دهه ۱۹۵۰ برای شرح پیچیدگی‌های چارچوب محیط کاری مدرن به‌کاربرده شد اما بعدها به گستره‌ای از محیط‌های دیگر مانند شهرها تعمیم داده شد. این اصطلاح بیشتر بر یک بهینه‌سازی ارتباط بین مردم و تکنولوژی از طریق طرحی مشترک که هم فاکتورهای تکنیکی و هم انسانی را موردتوجه قرار می‌دهد، دلالت دارد.
  • زیرساخت[۲]: اجزای فیزیکی سیستم‌ها، مانند ساختار (سازه) یا امکاناتی که به‌منظور بهره‌وری اقتصادی کسب‌وکارها، صنایع، شهرها و دیگر نهادها (بخش‌ها) عمل می‌کنند که شامل زیرساخت‌های حمل‌ونقل (تونل‌ها، جاده‌ها، پل‌ها و غیره )، زیرساخت‌های انرژی ( شبکه‌ها، ژنراتورها و غیره) و زیرساخت‌های ارتباطی (ماهواره‌ها، خطوط تلفن ثابت و غیره) و … می‌شوند.
زیر ساخت های شهر هوشمند
                                                                                       زیر ساخت های شهر هوشمند
  • حلقه‌های بازخورد[۳]: فرآیندهایی هستند که از خروجی‌های یک مؤلفه از سیستم برای اثرگذاری بر ورودی همان مؤلفه از سیستم استفاده می‌کنند. این حلقه‌ها می‌توانند به دو نوع باشند: نوع اول، حلقه‌های مثبت یا تقویت‌کننده نام دارند. حلقه‌های تقویت‌کننده تغییرات را در همان جهت ترویج می‌دهند و درنتیجه اثرات آن‌ها را تقویت می‌کنند. یک مثال علمی درزمینه آب‌وهوا مرتبط با حلقه اول را می‌توان این‌طور بیان کرد: هرچقدر سیاره زمین گرم‌تر می‌شود، یخچال‌های بزرگ‌تری ذوب می‌شوند. ازآنجاکه یخچال‌ها به‌منزله‌ی بازتاب‌کننده نور خورشید محسوب می‌شوند بنابراین دما را کم می‌کنند و زمانی که بیشتر آن‌ها ذوب شوند، سیاره زمین، گرم‌تر خواهی شد. نوع دوم حلقه‌ها، حلقه‌های منفی یا متعادل نام دارند: این حلقه‌ها تغییرات را در جهت دیگری ارتقاء می‌دهند، درنتیجه به سیستم ثبات می‌بخشند. یک مثال خوب از این نوع حلقه را می‌توان در ترموستات‌های قدیمی جیوه‌ای یافت: حجم جیوه با توجه به تغییرات دما، تغییر می‌یابد. به‌عنوان‌مثال، هنگامی‌که درجه حرارت به سطح موردنظر برسد، حجم جیوه بیشتر می‌شود و باعث خاموش شدن سیستم‌های گرمایشی می‌شود و هنگامی‌که دماپایین بیاید و حجم جیوه از سطح موردنظر کمتر رود، سیستم مجدداً شروع به کار می‌کند.
  • وابستگی مسیر[۴]: مفهومی است که مجموعه‌ای انتخاب‌های فردی یا نهادی را برای تصمیم‌گیری در یک دوره مشخص را دربرمی گیرد که این انتخاب‌ها به تصمیماتی که درگذشته گرفته‌شده‌اند وابسته و محدودشده است، حتی اگر شرایط این تصمیماتی که درگذشته اتخاذشده‌اند دیگر مؤثر (معتبر ) نباشند. این مسیر توسط اقتصاددانان و جامعه شناسان برای کمک به توضیح، تطبیق و درک فنّاوری‌های مختلفی که در بازار عرضه می‌شوند، مشخص می‌شود و به همین دلیل است که برخی از انتخاب‌ها بر دیگر انتخاب‌ها تسلط دارند و چیره می‌شوند.
  • سیستم میراثی[۵]: سیستم میراثی روش‌ها، فن‌آوری‌ها و زیرساخت‌هایی هستند که منسوخ‌شده است. به‌عنوان‌مثال شبکه‌ی ارتباطات قدیمی، ازجمله خطوط تلفن ثابت که به‌آرامی جایگزین ارتباطات مخابراتی تلفن همراه می‌شوند.
  • شبکه‌ها[۶]: شبکه‌ها دستگاه‌های مربوط به یکدیگر هستند. به‌عنوان‌مثال شبکه برق که منازل، کارخانه‌ها و سایر امکانات را به نیروگاه برق متصل می‌کند از یک شبکه انتقال استفاده می‌نماید.
  • اینترنت برای همه کارها[۷]: به‌عنوان «اتصال به اینترنت از طریق دستگاه‌های قابل اتصال » تعریف‌شده است. این دستگاه‌ها می‌توانند تلفن‌های همراه و کامپیوترها باشند و همچنین وسایل روزمره و وسایل خانگی که برای ارتباط داده‌های مربوطه از طریق اینترنت فعال هستند. به‌عنوان‌مثال در یک دستگاه تهویهٔ مطبوع باقابلیت «اینترنت برای همهٔ کارها» : این دستگاه می‌تواند اطلاعات مربوط به دمای خارج از اتاق، برآورد فضای اتاق و هزینهٔ برق برای تعیین دمای اتاق و لحظات مطلوب برای روشن یا خاموش شدن و نیز استفاده از چه قدرتی برای رسیدن به اهداف فوق، همه و همه را از اینترنت دریافت می‌کند.
  • زنجیرهٔ ارزشی[۸]: زنجیره ارزشی به‌عنوان فرآیند اضافه کردن ارزش به آیتم تعریف‌شده است که می‌تواند شامل تولید، عملیات، تدارکات، بازاریابی، فروش و سرویس‌دهی به‌عنوان فعالیت‌های اصلی و همچنین سایر فعالیت‌های پشتیبانی شده توسط شرکت از قبیل منابع انسانی و تدارکات را دربرمی گیرد.
  • مدیریت[۹]: به‌عنوان فرآیند مدیریت افراد یا فعالیت‌ها تعریف‌شده است که شامل فعالیت‌هایی مانند پیش‌بینی، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، فرماندهی و کنترل هست.
  • حکومت[۱۰]: به‌عنوان ابزاری که توسط آن در یک رابطه‌ای که مغایرت‌های بالقوه، فرصت‌ها را تهدید می‌کند، برای تحقق بخشیدن به دستاوردهای دوجانبه اعمال‌نفوذ می‌کند.
  • فشار فن‌آوری[۱۱]: به‌عنوان نظریه «پیشبرد فهم علمی» و « فرصت‌های فنّاورانه در دسترس در جهت تعیین سرعت و جهت نوآوری» تعریف‌شده است. به‌عنوان‌مثال از این موضوع می‌توان به توسعهٔ دستگاه‌های پخش موسیقی شخصی که با واکمن (WalkMan) شروع شد، اشاره کرد. این فن‌آوری‌ها بر اساس نیازهای شناسایی‌شده صورت نگرفت بلکه به دلیل فرصت‌های تکنولوژیکی که در حال تغییر بود، توسعه یافت.
  • کشیدن تقاضا[۱۲]: به‌عنوان تئوری‌ای که «تقاضا، سرعت و جهت نوآوری را هدایت می‌کند» تعریف‌شده است. با توجه به این ایده، تغییرات در بازار و تقاضای مردم، شرکت‌ها را به کاربر روی فناوری‌ها و راه‌حل‌های خاصی هدایت می‌کنند که بعدازآن به عموم مردم فروخته می‌شود. (می گوئیم فروخته می شود چون بعد از آن که نیاز سنجی صورت گرفت و محصول موردنظر به بازار عرضه شد، مردم چون به آن نیاز دارند پس بابت آن هزینه می‌کنند). برای مثال این نوع از توسعه می‌توان به کیسه‌های هوای اتومبیل‌ها اشاره کرد که در پاسخ به نیاز افراد به حفاظت از رانندگان و مسافران ارائه شد.

[۱] Sociotechnical Systems

[۲] Infrastructure

[۳] Feedback Loops

[۴] Path Dependency

[۵] Legacy System

[۶] Networks

[۷] (Internet of Things (IoT

[۸] Value Chain

[۹] Management

[۱۰] Governance

[۱۱] Technology Push

[۱۲] Demand Pull