هر چند سال دنیا با بحران­ هایی مواجه می­شود که شیوه­ های مرسوم مدیریت و سیاستگزاری توان مقابله با این بحران­ها را نداشته و ناگزیر روش­های جدیدی برای گذار ابداع می­گردد. سیستم‌های اجتماعی و سیستم‌های اکولوژیکی از جمله سیستم‌های احتمالاتی هستند که به دلیل غیرقابل‌پیش‌بینی بودن رفتارهای آن‌ها، پیچیدگی و دشواری رویارویی با نامعلومی‌ها دوچندان می‌شود. یکی از رویکردهایی که در دهه اخیر توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود جلب کرده است، رویکرد تاب­آوری است. سیستم­های پیچیده شهرها هم که با مسائل و مشکلات وسیعی در انواع موضوعات محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و … روبرو هستند بر جذابیت این رویکرد افزوده­اند. نظریه تاب­آوری بینش و چشم­ اندازهایی را نسبت به سیستم­ های پیچیده اجتماعی-اکولوژیکی و مدیریت پایدار آن‌ها به‌خصوص با توجه به تغییرات اقلیمی فراهم کرده است.

توفند سندی سال 2012
توفان سندی سال ۲۰۱۲

مفهوم تاب­آوری تاریخچه­ ای نسبتاً طولانی در رشته­ های مهندسی، روانشناسی و ادبیات سوانح دارد، اما نخستین مقاله هولینگ (C.S Holling) در سال ۱۹۷۳ که در مورد تاب‌آوری اکوسیستم­ها نگاشته شده است را به عنوان سرچشمه نظریه تاب‌آوری نوین می­شناسند؛ هولینگ از تاب‌آوری به عنوان مفهومی برای توصیف توان اکوسیستم­ها به ادامه فعالیت – یا مقاومت – در برابر تغییر و نه لزوماً باقی ماندن بر وضعیت قبلی استفاده کرد .پس از آن پژوهش­ های مختلفی بر روی تاب­آوری و شاخص ­سازی آن صورت گرفته است.

تعاریف مختلفی برای تاب­آوری ارائه شده است که آن جمله می­توان به “میزانی که شهرها پیش از تغییر وضعیت در مقابل فرایندها و ساختارهای جدید تحمل می­کنند” ، “شبکه­ ای پایدار از سیستم کالبدی و جوامع انسانی”، ” سیستمی که در برابر اختلالات، از طریق فرایندهایی که باعث کاهش یا مقابله با آسیب می‌شود تاب می­ آورد؛ و به سیستم اجازه می­دهد که به این اختلالات پاسخ دهد، بهبود یابد و خود را با چنین اختلالاتی انطباق دهد” ، “توانایی جذب و انطباق و واکنش به تغییرات در سیستم‌های شهری” اشاره کرد. با بازنگری در ادبیات تاب­آوری که ریشه در رشته­ های زیادی دارد، سه مفهوم اساسی تاب­آوری قابل استخراج است: مهندسی، اکولوژیکی و تحولی (که تاب­آوری تحولی گاهاً با عنوان تاب­آوری اجتماعی – اکولوژیکی نیز شناخته می شود. تاب­آوری مهندسی به توانایی سیستم در بازگشت به وضعیت پایدار پس از وقوع اختلالات اطلاق می شود. تاکید اصلی بر روی زمان بازگشت، کارآمدی، ثبات و پیش­بینی ­پذیری، است که همگی از مفروضات اصلی طراحی مهندسی بهینه هستند. در دیدگاه تاب­آوری اکولوژیکال  چندین حالت تعادل برای سیستم وجود دارد که اختلالات و ناپایداری ­ها، سیستم را به یک دامنه پایداری دیگری تبدیل می­کنند. تمرکز تاب­آوری مهندسی بر روی حفظ کارایی عملکرد است، اما در تاب­آوری اکولوژیکال تمرکز بر روی عملکرد موجود است حتی اگر عملکرد سیستم دچار تغییر شود؛ اما هر دو نوع تاب­آوری در ایده وضعیت متعادل اشتراک نظر دارند.

در تاب­آوری مهندسی بازگشت به عقب و وضعیت پایدار مد­نظر است و در تاب­آوری اکولوژیکال حرکت رو به جلو. عنوان دیگری که برای تاب­آوری تحولی شناخته شده است، تاب آوری اجتماعی – اکولوژیکال به این نکته اشاره می­کند که مردم و طبیعت سیستم­های وابسته به یکدیگر هستند. از این منظر به جای درک تاب­آوری به عنوان بازگشت به وضعیت طبیعی، می توان توانایی سیستم­های پیچیده اجتماعی- اکولوژیکال در تغییر[۱]، سازگاری[۲] یا دگرگونی[۳] در واکنش به تنش و اختلالات را مفهوم جدید تاب­آوری در نظر گرفت. به بیان دیگر می­توان آن را نوعی تغییرات تحولی سیستم به ­هم­پیوسته انسانی و طبیعی دانست. در سیستم‌های اجتماعی – اکولوژیکی تاب‌آوری غالباً به ” ظرفیت یک سیستم در جذب اختلالات و سازماندهی مجدد در مقابل تغییرات به نحوی که عملکرد، ساختار و هویت آن حفظ گردد” تعریف می‌شود. این فعالیت منجر به شکل­گیری شبکه میان­ رشته ­ای از تفکر تاب‌آوری شد. بنابراین نظریه تاب‌آوری از یک شاخص قابل اندازه­ گیری و قابل توصیف به یک “شیوه تفکر” تحول یافت. در نتیجه تاب‌آوری از یک ویژگی سیستم که می­تواند مثبت یا منفی باشد به یک مفهوم هنجاری تغییر یافت. مردم می­توانند به وسیله فناری، نبوغ و آینده ­نگری در چرخه طبیعی مداخله کنند. همچنین می­توانند تغییرات را پیش­بینی و جهت تغییرات را مدیریت کنند. برای تعریف چارچوب تاب­آوری تحولی می­توان از چهار بعد ثبات، دگرگونی، سازگاری و آمادگی استفاده کرد.

چهار بعد تاب آوری تحولی
چهار بعد تاب آوری تحولی

این چارچوب چهار­بعدی تاب­آوری نشان­دهنده این است که در مواجهه با اختلالات ملایم یا خشن، سیستم­های اجتماعی – اکولوژیکی ظرفیت یادگیری اجتماعی مدیران شهری و شهروندان (آمادگی) می­تواند به افزایش احتمال مستحکم بودن ( تحمل اختلالات)، سازگار بودن (جذب اختلالات به گونه ای که سیستم از مسیر مطلوب خود خارج نشود) و دگرگونی­های مثبت (نوآوری در مسیر مطلوب) منجر گردد که در تاب­آوری این سیستم­ها اثرگذار است.

چهار عنصر کلیدی تاب آوری تعیین شده توسط بنیاد راکفلر
چهار عنصر کلیدی تاب آوری تعیین شده توسط بنیاد راکفلر

در مجموع می­توان گفت که افزایش آسیب­ پذیری اقتصادی، اجتماعی و فضایی در شهرها،  فرسایش بی­رویه منابع طبیعی، افزایش تعداد رخدادهای اکولوژیکی و فزونی یافتن عوامل تخریب محیط­زیست باعث شده است که با قطعیت بتوان گفت اکنون زمان مناسبی برای پرداختن به موضوع تاب­آوری در برنامه­ ریزی شهری است.  بحران­ های زیستی مانند بیماری­های ناشی از آب ناسالم و ضعف بهداشت، شیمیایی مانند آلودگی­های هوا ناشی از دود کارخانه­ ها و اتومبیل­ها، زباله ­های شیمیایی، کالبدی مانند آتش­سوزی، سیل، رانش زمین، زلزله، گردباد، افزایش دما و خشکسالی، سیاسی-اجتماعی مانند خشونت ­های سازمان­ یافته سیاسی، تنش­ ها و تعارضات اجتماعی، خشونت­های گروهی و تروریسم از جمله بحران ­هایی هستند که هر سال با شدت بیشتری گریبان­گیر جامعه شهری شده ­اند. این بحران­ها می­توانند بزرگ­مقیاس باشند مانند زلزله هائیتی در سال ۲۰۱۰ که بیش از ۲۲۰ هزار تلفات داشته است و زلزله کوب[۴] ژاپن در سال ۱۹۹۵ که بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت وارد کرد و یا کوچک­مقیاس و با تکرار فراوان باشند مانند آتش سوزی­ها، معضلات ترافیک و … که به صورت تجمعی تاثیرات منفی قابل ملاحظه­ ای بر کیفیت زندگی دارند. لذا همه این مسائل بیش از پیش این موضوع را روشن می­سازد که اندیشه تاب­آوری با چهار بعد ثبات، سازگاری، دگرگونی و آمادگی می­تواند رویکرد مناسبی برای مقابله با بحران­ های روزافزون جامعه شهری باشد.

[۱] Change

[۲] Adapt

[۳] Transform

[۴] Kobe

منابع:

  • Alberti, M., Marzluff, J. M., Shulenberger, E., Bradley, G., Ryan, C., & Zumbrunnen, C. (2003). Integrating humans into ecology: Opportunities and challenges for studying urban ecosystems. BioScience, 53(12), 1169–۱۱۷۹٫ http://dx.doi.org/ 10.1641/0006-3568(2003)053[1169:IHIEOA]2.0.CO;2
  • Adger, W., Hughes, T., Folke, C., Carpenter, S., Rockstrom, J. (2005). Social-Ecological Resilience to Coastal Disasters. Science. 309 (5737). 1036-1039. DOI: 10.1126/science.1112122.
  • Cote, M., & Nightingale, A. J. (2011). Resilience thinking meets social theory: Situating social change in socio-ecological systems (SES) research. Progress in Human Geography, 36(4), 475–۴۸۹٫ http://dx.doi.org/10.1177/ 0309132511425708
  • Davoudi, S., Shaw, K., Haider, L. J., Quinlan, A. E., Peterson, G. D., Wilkinson, C., et al. (2012). Resilience: A bridging concept or a dead end? “Reframing” resilience: Challenges for planning theory and practice interacting traps: Resilience assessment of a pasture management system in Northern Afghanistan Urban resilience: What does it mean in planning practice? Resilience as a useful concept for climate change adaptation? The politics of resilience for planning: A cautionary note. Planning Theory & Practice, 13(2), 299–۳۳۳٫ http://dx.doi. org/10.1080/14649357.2012.677124
  • Davoudi, S., Brooks, E., Mehmood, A. (2013). Evolutionary Resilience and Strategies for Climate Adaptation. Planning Practice & Research, 28(3), 307-322. http://dx.doi.org/10.1080/02697459.2013.787695
  • Davoudi, S., Zaucha, J., Brooks, E. (2016). Evolutionary resilience and complex lagoon systems. Integrated Environmental Assessment and Management, 12(4), 711-718. DOI: 10.1002/ieam.1823
  • Desouza, K. C., & Flanery, T. H. (2013). Designing, planning, and managing resilient cities: A conceptual framework. Cities, 35, 89–۹۹٫ http://dx.doi.org/10.1016/j. cities.2013.06.003
  • Folke, C. (2006). Resilience: The emergence of a perspective for social–ecological systems analyses. Global Environmental Change, 16(3), 253–۲۶۷٫ http://dx.doi. org/10.1016/j.gloenvcha.2006.04.002
  • Folke, C., Carpenter, S., Elmqvist, T., Gunderson, L., Holling, C. S., & Walker, B. (2002). Resilience and sustainable development: Building adaptive capacity in a world of transformations. Ambio, 31(5), 437–۴۴۰٫ http://www.ncbi.nlm.nih. gov/pubmed/12374053
  • Godschalk, D. R. (2003). Urban hazard mitigation: Creating resilient cities. Natural Hazards Review, 4(3), 136–۱۴۳٫ http://dx.doi.org/10.1061/(ASCE)1527- 6988(2003)4:3(136)
  • Holling, C. S. (1996). Engineering resilience versus ecological resilience. In P. Schulze (Ed.), Engineering within ecological constraints. Washington, DC, USA: The National Academies Press.
  • Meerow, S., & Newell, J. P. (2015). Resilience and complexity: A bibliometric review and prospects for industrial ecology. Journal of Industrial Ecology, 19(2), 236–۲۵۱٫ http://dx.doi.org/10.1111/jiec.12252
  • Pendall, R., Foster, K. A., & Cowell, M. (2010). Resilience and regions: Building understanding of the metaphor. Cambridge Journal of Regions, Economy and Society, 3, 71–۸۴٫ http://dx.doi.org/10.1093/cjres/rsp028
  • Walker, B., Holling, C. S., Carpenter, S. R., & Kinzig, A. (2004). Resilience, adaptability and transformability in social–eecological systems. Ecology and Society, 9(2) http://www.ecologyandsociety.org/vol9/iss2/art5/
  • Walker, B., & Salt, D. (2006). Resilience thinking: Sustaining ecosystems and people in a changing world. Washington, DC, USA: Island Press.
  • Wardekker, J. A., de Jong, A., Knoop, J. M., & van der Sluijs, J. P. (2010). Operationalising a resilience approach to adapting an urban delta to uncertain climate changes. Technological Forecasting and Social Change, 77(6), 987–۹۹۸٫ http://dx.doi.org/10.1016/j.techfore.2009.11.005