نفس‌های به شماره افتاده؛ درس‌هایی از حادثه پلاسکو

نزديك‌تر كه مي‌آمدي، نفسش بوي سوختگي مي‌داد، لب‌هايش از جنس خاموشي بود، اما چشم‌ها، آن چشم‌هاي پر از