با وجود گذشت هزار سال از زندگی نوع بشر در شهر، امروزه شهرنشینی با چالش های جدید و بی سابقه ای مواجه است. یکی از نگران کننده ترین آنها تدارک سرپناه رضایت بخش برای همه است. آشکارترین گواه این پدیده افزایش و گسترش محلات فقیرنشین و اسکان غیررسمی در شهرها و حاشیه شهرها می باشد(Un- habitat, 2006: page iii). ظهور و گسترش محلات حاشیه نشین ، از عمده ترین نمادهای تغییر چشم انداز شهری ، در نتیجه گسترش سریع شهر نشینی است که تحقیقات سازمان ملل نیز بیانگر وجود ۲ میلیارد نفر حاشیه نشین در سکونتگاه های غیر قانونی ، نا سالم و شلوغ اطراف شهرها می باشد که نمی توان بهبودی چندانی برای آن ها متصور شد(UN- Habitat , 2005).  واژه غیر رسمی را برای اولین بار کیت هارت در سال ۱۹۷۱ در یک تحقیق کلاسیک درباره اقتصاد کشور غنا ، به مباحث جغرافیایی و اقتصاد وارد کرد و از آن به بعد عنوان بخش غیر رسمی در مقابل بخش رسمی قرار می گیرد (شکویی ، ۱۳۷۳: ۶۴). رابطۀ بین رسمیت و عدم رسمیت بسیار به هم نزدیک است. از لحاظ اقتصادی ، فعالیت های رسمی و غیر رسمی بسیار به یکدیگر وابسته اند. در زمینه شهری نیز، سکونتگاه های غیر رسمی که به خوبی تثبیت شده اند، به سختی از سکونتگاه های رسمی شهرها قابل تشخیص اند (kellet, 2005).

نمونه ای از سکونتگاه های غیر رسمی در جاکارتا
                                                                                    نمونه ای از سکونتگاه های غیر رسمی در جاکارتا

سکونتگاه های غیر رسمی بر اساس تعریف سازمان ملل متحد به سکونتگاه هایی اطلاق می شود که در آن واحد هایی از مسکن ساخته شده که ساکنین ادعای حقوقی در قبال آن ندارند یا به طور غیر قانونی اشغال شدند و یا سکونتگاه ها و مناطقی که با برنامه ریزی ها و آیین نامه های موجود غیر مجاز خوانده می شوند( WHO,1999 ). هر چند شاید نتوان به یک تعریف جامع و فراگیر در توصیف ویژگی های این نواحی رسید که تمامی وجوه حاکم بر این مناطق را بازگو نماید(داداش پور و علیزاده ،۱۳۹۰؛۳۶). اما به دلیل گستردگی پدیده حاشیه نشینی در اغلب شهر ها و خصوصا شهر های بزرگ برای آن که بتوان تصویری جامع ودر عین حال تعمیم پذیر برای تمامی سکونتگاه های غیر رسمی به دست داد، برخی از محققین خصوصیاتی را برای آن برشمرده اند(Srinivas, 1997) .

جدول۱- شاخص های شناسایی سکونتگاه های غیر رسمی در ایران,منبع: صداقت رستمی و همکاران ، ۱۳۹۰: ۱۰۹-۱۱۳

نوع معیار معیار

کالبدی

۱) ریخت شناسی و فرم بافت ۲) ابعاد فیزیکی مسکن ۳) نوع مصالح به کار رفته ۴) فقر کالبدی ۵) تراکم بالای مسکونی ۶) شکل بافت ۷) انسجام بافت و مقاومت آن در برابر زلزله ۸) مکان گزینی مسکن ۹) دسترسی به کاربری های عمومی ۱۰) نسبت برخورداری از انشعاب فاضلاب ۱۱) دسترسی به شبکه های زیر ساختی ۱۲) شکل و فرم و سلسله مراتب شبکه های دسترسی
اجتماعی- فرهنگی ۱) جمعیت مهاجرین ۲) ناهنجاری های اجتماعی ۳) عدم امنیت محیط
اقتصادی ۱) ارزش نسبی زمین و مسکن ۲) میزان تمایل به بهبود وضعیت مسکن ۳) منبع درآمدی ۴) مکان گزینی دهک های پایین درآمدی ۵) نوع فعالیت های اقتصادی رایج در این محلات
حقوقی ۱) نوع سند مالکیت ۲) نحوه تفکیک و طبقه بندی
کارکردی و عملکردی ۱) میزان دسترسی به فضای خدماتی ۲) شبکه های دسترسی ۳) میزان نفوذپذیری شبکه  ها ۴) میزان خدمات شهری و عمومی
زیست محیطی ۱) سیستم دفع فاضلاب ۲) میزان نگهداری دام در منازل

از اوایل قرن بیستم که مساله سکونتگاه های غیر رسمی مورد توجه جدی قرار گرفت، رویکردهای مختلفی برای حل مساله اسکان غیر رسمی در دستور کار قرار گرفت. از جمله این رویکردها می توان به مکان خدمات، مسکن عمومی، خودیاری و توانمندسازی اشاره کرد که هریک در دوره ای مورد استفاده مدیران دولتی قرار گرفته است. اما به رغم تمام رویکردهای اتخاذ شده تا به حال شرایط محیطی سکونتگاه های غیر رسمی به صورت چشم گیر تغییر حاصل نکرده است. چنانکه حمدی و گتهورت در انتقادی که بر برخی از این رویکردها به عنوان روش های سنتی و قدیمی برنامه ریزی کرده اند، آنها را روش هایی شکست خورده جهت بهبود وضعیت زیست فقرا خوانده اند(Hamdi & Goethert, 1997: 8).

بر همین اساس بازآفرینی شهری از اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰در کشورهای پیشرفته از جمله هلند و آمریکا مطرح و در بهسازی محله های فرسوده و ارتقای کیفیت سکونت در آنها مورد استفاده قرار گرفته است(حبیبی و مقصودی، ۱۳۸۱: ۵). به طور کلی می توان گفت رهیافت بازآفرینی شهری تلاشی است یکپارچه برای به زندگی برگرداندن مناطق رو به نابودی (توپچی و محمدی، ۱۳۸۹: ۳). بازآفرینی محیط های شهری از رکود اقتصادی، محیطی، اجتماعی و فرهنگی که در اثر زوال و تخریب کالبد فیزیکی به وجود می آید، جلوگیری می کند(Robert & Sykes, 2000: 140). و در پی ایجاد وضعیتی پایدار در اقتصاد، کالبد، اجتماع و محیط است(Urban Task Force, 1990: 178-179). موضوع بازآفرینی شهری ارتباط مستقیمی با عرصه و قلمرو عمومی دارد(کارمونا و همکاران، ۱۳۸۸: ۲۱۹). فضای عمومی نقش مهمی را با توجه به مسائل زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در توسعه شهر وسیاست های بازآفرینی ایفا می نماید و به نظر می رسد می توان ” فضای عمومی ” را عنصری دانست که توانایی ارتقاء، تداوم و نظم سرزمینی را داراست و همچنین واجد توان طبیعی برای ایجاد و حفظ مرکزیت محلی، کیفیت محیطی، رقابت های اقتصادی و شهروندی است(Borj, 2003).

نقش فضاهای باز در سکونتگاه های غیر رسمی از همان مراحل اولیۀ سکونتگاه ها ، نقش قابل توجهی است و موضوع محل استقرار خیابان ها، پارک ها و تسهیلات احتمالی ، مسئله ای است که از زمان اولین نقل مکان ها به سکونتگاه، ذهن مهاجران را به خود مشغول کرده است(H-Garcia, 2010: 263). به دلیل وجود مسایل کالبدی و اجتماعی موجود در این سکونتگاهها، این مسایل ناخودآگاه به فضاهای عمومی این سکونتگاهها نیز رخنه کرده و این فضاها را که میتوانسته مأمن مناسبی برای ابراز وجود و خواستهای ساکنان باشد، به مکانی ناامن و نامطمئن برای ساکنانش تبدیل کرده است (آراسته، ۱۳۸۹: ۱۰۸). فضای باز اصلی در این سکونتگاه ها خیابان و پیاده رو است. خیابان ها، واحد پایۀ فضاهای باز عمومی در سکونتگاه های غیر رسمی اندکه جهت فعالیت های اقتصادی و ارتباطی به کار گرفته می شوند و بعلاوه بیشتر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی از طریق آنها با هم پیوند می خورند(H- Garcia, 2012). افرادی که در زاغه­ ها زندگی می­کنند و در محلات به فعالیت  می­پردازند، اغلب وابستگی و پیوستگی قوی و شدیدتری به خیابان محلی خود دارند. در اکثر زاغه ­ها، فضاهای باز محدود بوده و نشان میدهد که اعضای جامعه به موازات خیابان­ها باهم ملاقات کرده و اجتماعی می­شوند و این امر بدین دلیل است که گزینه­ های دیگری برای افراد وجود ندارد(UN-HABITAT, 2011). بر همین اساس بنیاد اسکان بشر سازمان ملل متحد اخیرا در مورد بهسازی زاغه­ ها تغییری در روند خود ایجاد کرده و به «رویکرد خیابان مدار» تمایل پیدا کرده است. در این رویکرد بطور کلی خیابان­ها پایه و اساس توسعه شهری بوده و بطور اختصاصی در بازآفرینی زاغه ­ها مدنظر قرار می­گیرند(UN-HABITAT, 2011). این رویکرد، رویکردی صریح، روشن و ساده است که طرح سکونتگاه ها را توجیه کرده و الگوهای شهری فضایی خلق می کند که الزاماً زاغه ها را به محله های شهری مبدل می سازد و بواسطه پروسه تلفیق فیزیکی زاغه ها با مناطق شهری بزرگ تر که در آن خیابان ها و فضای عمومی به مثابه مجراهای اصلی تحول اقتصادی و اجتماعی عمل می کنند، اقتصاد زاغه و شهر را به هم مرتبط ساخته و این امر در کل به سود شهر است(UN-HABITAT, 2012b: 13). المان ها و عناصر اساسی برای بهسازی زاغه ها از طریق رویکرد خیابان مدار به شرح زیر است:

  • تمرکز بر خیابان ها و طراحی شهری سکونتگاه ها به عنوان عامل محرکه تحول و تغییر و بازآفرینی.
  • به حداکثر رساندن مشارکت شهروندان و برنامه ریزی مشارکتی.
  • تأکید بر اهمیت نقشه برداری از طریق شمارش مشارکتی و فرم های نقشه برداری فیزیکی و اجتماعی که به لحاظ محلی مورد تأیید باشند.
  • تهیه و تأمین زیرساخت های پایه، آب لوله کشی، شبکه فاضلاب و بهداشت.
  • تخصیص زمین برای تهیه و تأمین خانه های جدید و جابجایی.
  • حصوص اطمینان از امنیت و ضمانت تصرف زمین در زاغه ها که نهایتاً به قانونی سازی و ساماندهی سکونتگاه ها بیانجامد.
  • رویکرد مترقی برای ادغام زاغه ها در شهر(UN-HABITAT, 2012b).

نمونه ای از سکونتگاه های ارتقا یافته با استفاده از رویکرد خیابان مدار، ارتقا مناطق غیر قانونی مدلین در کلمبیا است. در این مناطق، تلفیقی از فعالیت های تجاری، پیشرفت و ارتقا مسکن و خدمات عمومی مناسب به وجود آمد. از شواهد عینی بر می آید که به واسطه خیابان ها و راه ها،  نواحی هدف به خوبی در بافت شهری ادغام شده اند. زیر ساخت های محلی به طور قابل ملاحظه ای ارتقا یافت، فضاهای عمومی شکل گرفت و تسهیلات اجتماعی و عمومی و نهادها و موسسات توسعه یافتند. بسیاری از خانوارها قادر شدند که شرایط خانه های خود را ارتقا داده یا مالکیت زمین خود را قانونی کنند(UN-HABITAT, 2012: 76).

برنامه ریزی خیابان مدار برای بهسازی زاغه ها در مدلین
                                                    برنامه ریزی خیابان مدار برای بهسازی زاغه ها در مدلین

یک تحقیق ارزیابی تاثیر که در باب این پروژه صورت گرفت حاکی از آن است که عملیات بهسازی، پوشش زیر ساخت معابر پیاده را از ۴۰ درصد به ۶۰ درصد افزایش داد. زیر ساخت های خیابان ها نیز از ۸۰ درصد به کل منطقه افزایش یافت. حدود ۷۰ درصد از ساکنین اذعان داشتند که زمان آمد و شد آن ها به طرز چشمگیری کاهش یافته است.برخی از مزایای تحقق این رویکرد شامل تحقق مدم سالاری، امنیت تصرف زمین و تحقق مشارکت شهروندان و ساکنین می باشد. در کل هدف اصلی برنامه ریزی و طراحی شهری در این محدوده ها باید ارتقا فضاهای اجتماعی و عمومی باشد. از آنجا که مهمترین و کارآمدترین فضای عمومی در این قبیل از سکونتگاه ها خیابان ها و معابر می باشد؛ لذا لزوم توجه به این فضاها به عنوان فضای عمومی ضرورتی است که باید از سوی متخصصین مورد بازبینی قرار گیرد.

مدلین پس از اجرای اقدامات بهسازی
                                                                                        مدلین پس از اجرای اقدامات بهسازی

منابع:

  • آراسته، مجتبی، (۱۳۸۹)، بررسی و مقایسه تطبیقی کیفیت فضاهای عمومی در سکونتگاه های خودرو؛ نمونه موردی محلات اسلام آباد و ده ونک تهران، مجله پژوهش و برنامه ریزی شهری، سال اول، شماره اول، ۱۰۷- ۱۳۰٫
  • پاکزاد، جهانشاه، (۱۳۸۵)، مبانی نظری وفرآیندطراحی شهری، چاپ اول، وزارت مسکن وشهرسازی، تهران.
  • توپچی ثانی، علی و محمدی، محمود، (۱۳۸۹)، بازآفرینی پایدار شهری، همایش بافت فرسوده شهری شیراز، شیراز، ۱-۲۱٫
  • حبیبی، محسن و مقصودی، ملیحه، (۱۳۸۱)، مرمت شهری، انتشارات دانشگاه تهران
  • داداش پور، هاشم و علیزاده، بهرام، (۱۳۹۰)، اسکان غیررسمی و امنیت تصرف زمین، انتشارات آذرخش
  • شکویی، حسین، (۱۳۷۳)، دیدگاه های نو در جغرافیای شهری، چاپ اول، انتشارات سمت، تهران
  • صداقت رستمی، کبریا و اعتماد، گیتی و بیدرام، رسول و ملاذ، جعفر، (۱۳۹۰)، تدوین شاخص های شناسایی بافت های ناکارآمد، مجله علمی تخصصی برنامه ریزی فضایی، سال اول، شماره اول
  • کارمونا، متیو و هیت، تیم و اک، تنر و تیسدل، استیون، (۱۳۸۸)، مکا نهای عمومی و فضاهای شهری، ترجمه دکتر فریبا قرائی و همکاران، انتشارات دانشگاه هنر تهران، تهران.
  • Hamdi, N& Goethert, R. (1997). Action Planning for Cities – A guide to Community Practice. England: John Wiley & Sons Ltd.
  • Hernández-Garcia, J. (2010). Production and Consumption of Open Spaces in Popular Settlements in Bogotá, Faculty of Humanities and Social Sciences, School of Architecture, Planning and Landscape, University of Newcastle upon Tyne.
  • Hernandez-Garcia, J. (2012). Open Spaces in Informal Settlements in Bogota, Expressions of Attachment and Identity
  • Kellett, P. (2005). The Construction of Home in the Informal City. Transculturation. Cities, Spaces and Architectures in Latin America. F. Hernandez, M. Millington and I. Borden. Amsterdam, Rodopi: 22 – 42.
  • Roberts, P. & Sykes, H.(2000), Urban Regeneration, Handbook, Londan: Sage Publications
  • Srinivas, H ,( 1997)Networking for Urban Environments: The Urban Environmental Management Research Initiative” in HSD 20/200: Planning Education, Research and Practice in Asia into the Year 2000. Human Settlements Development Programme, Asian Institute of Technology, Bangkok, Thailand, 10-13 December, 1997
  • UN-HABITAT, (2005), financing urban shelter: global report on human settlement United Nation Humans Settlements Programs, Earth scan, usa.
  • UN-HABITAT, (2006), Enabling shelter strategies Review of experience from two decades of implementation
  • UN-HABITAT, (2011). Building Urban Safety through Slum upgrading. Nairobi: UNHABITAT.
  • UN-HABITAT, (2012a), Korogocho Sreetscapes, (2012); documenting the role and potentials of streets in citywide slum upgrading, Published by UN-HABITAT, Nairobi, Kenya.
  • UN-HABITAT, (2012b), Streets as tools for urban transformation in slums:A STREET-LED APPROACH TO CITYWIDE SLUM UPGRADING
  • Urban Task Force (1990), Toward an Urban Renaissance, A Report of Urban Task Force 1990, UK.
  • WHO, (1999), PEOPLE LIVING IN INFORMAL SETTLEMENTS, Environmental health indicators: framework and methodologies.